«جنس را با سه میلیون تومان سودخالص هم به فروش برسانیم، بعید است که بتوانیم با قیمت مناسب جایگزینش کنیم. کالایی را 7 میلیون خریدم و 8.5 میلیون فروختم، سود زیادی کردم و خودم هم این را می دانم اما همان کالا در بار جدید ۹ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان برایم در می آید. وقتی نمی توانم حتی با سودهای کلان کالایم را جایگزین کنم، نمی فروشم مگر اینکه چک داشته باشم.»
سه راه امین حضور هم این روزها نسبت به قبلا بسیار خلوت تر است اما بی مشتری هم نیست
سه کارمند هستند و به گفته خودشان با حقوق شخصی شان مشغول خرید جهیزیه اند. حدودا 25 ساله و مغازه دار هم از اینکه این خانم های جوان دست به جیب خودشان هستند حمایت می کند و تخفیف درست حسابی به آنها می دهد. با شنیدن قیمت ها با هم پچ پچ می کنند و تصمیم می گیرند 100 تومن بیعانه دهند تا جنس برایشان نگه داشته شود و می گویند دوری می زنند و اگر قیمت کمتری دیدند، پولشان را پس می گیرند. مغازه دار قبول می کند و بعد رفتنشان می گوید:
«بازار را ببین به کجا رسیده که با این شرایط راه می آییم؟ عملا خودمان را بردیم زیر گیوتین و نمی دانیم طناب دست کیست، منظور از خودمان هم مشتری هاست هم ما فروشندگان. اما چرا حاضر به فروش با این شرایط هستیم در صورتی که برخی شنیده اند خرید و فروش در بازار راکد شده هم یک دلیل دارد: چک و اجاره مغازه. اگر این دو موضوع نباشد، من هم حاضر به فروش جنسم نیستم ولی گاهی مجبور هستیم با ضرر هم شده، جنس مغازه را به پول تبدیل کنیم.»
![]()
سالها سود کردید و این چند وقت هم تقاص سودهای کلانی که داشتید، بعد از گفتن این حرف، توقع جواب و یا حتی مشتی جانانه از فروشنده دارم اما می خندد و می گوید: «یعنی فقط ما سود کردیم و بقیه ضرر؟» حالش را می خرم و او خوش تر از قبل ادامه می دهد:
«اول برخی مرزها را بستند و کار را سخت کردند، البته خوشبختانه یکی دو مرز برای واردکردن اجناس نداریم و مصر و دوبی و بندر گناوه و ده تا جا دیگه را از ما نگرفتند اما روز به روز به بازار فشار بیشتری می آید و همین فشار هم باعث اعتراضات کسبه نسبت به اوضاع شده است. باز هستیم و جنس می فروشیم و مشتری هم در بازار لوازم خانگی بالاخره پیدا می شود چرا که همیشه عروس دم بخت و خانه ای که کالای جدید لازمش باشد داریم ولی یک سال پیش همین موقع، هم وضع ما بهتر بود هم وضع خریداران. بهتر نه، خیلی بهتر.»
نمایندگی های برندهای مختلف خارجی که در این منطقه حضور دارند، موجودی بیشتر اجناسشان صفر است یا لااقل اینطور اعلام می کنند. سر اجناسی چون ماشین ظرفشویی این موضوع بیشتر حس می شود ولی با کمی گز کردن پا روی پیاده روهای داغ خیابان ری، می توان مغازه هایی پیدا کرد که ماشین ظرفشویی هم می فروشند:
«با شروع فصل تابستان، هیچ جشنواره محصولات برند ایکس و برند ایگرگ آغاز نشده چرا که در صورت تخفیف بیش از حد دادن، عملا شرکت ها ورشکست می شوند. یک حسی هم که در مردم به وجود آمده اینست که اجناس روز به روز گرانتر می شوند و برای همین بسیاری از مردم می آیند و جهیزیه می خرند بدون آنکه عروسی یا نامزدی در کار باشد. مردم ترجیح می دهند پولشان را به کالا تبدیل کنند و ما کالا فروشان هم ترجیح همیشگی مان اینست ولی الان دست به خودکشی تجاری می زنیم و اجناس را می فروشیم.»
منبع: digiato
برچسب:
نویسنده: آرشان شاکری